تبلیغات
پرچمداران بصیرت - خاطرات شهید حسن باقری نقل قول از سرلشکر سید یحی رحیم صفوی

مدیریت فرهنگی سازمان بسیج دانشجویی استان قم

خاطرات شهید حسن باقری نقل قول از سرلشکر سید یحی رحیم صفوی

تاریخ:سه شنبه 10 آبان 1390-03:57 ب.ظ

در آغاز جنگ كه بنی‌صدر ملعون و خائن به جبهه‌ها می‌آمد، بنده، فرمانده عملیات خوزستان بودم. ما را به جلساتی كه راجع به جنگ بود راه نمی‌دادند! من با شهید بزرگوار حسن باقری با تلاش مقام معظم رهبری كه نماینده وقت حضرت امام (ره)بودند، وارد جلسه شدیم.

وقتی نوبت ما صحبت كردن به ما رسید، ابتدا قرار بود وضعیت دشمن گزارش شود و بعد وضعیت جبهه خودمان.

به شهید بزرگوار اشاره كردم و گفتم «شما این مطلب را توضیح بدهید»؛ مقام معظم رهبری در زمان‌های بعد از آن جلسه به من گفت كه «تا شما اشاره كردی كه حسن بلند شو، دیدم كه یك جوان لاغر اندام و كوچولو بلند شد، بدون اینكه سر و ریشی، محاسنی داشته باشد (البته ته ریش كمی داشت)، دلم ناگهان ریخت. گفتم حالا بنی‌صدر و اینها نشسته‌اند، این جوان چه می‌خواهد بگوید، تا آمد پای تابلو، آنتن را گرفت و شروع كرد وضعیت دشمن را منطقه به منطقه تشریح كرد كه دشمن اینجا چند تانك دارد، اینجا چه تیپ و لشكری مستقر است، آنجا خاكریز زدند، اینجا میدان مین و آنجا سیم خاردار ایجاد كرده‌اند، هر چه زمان می‌گذشت، قلبم روشنتر و چهره‌ام بازتر می‌شد؛ مثل یك روحانی كه مثلاً وقتی پسرش می‌خواهد به منبر برود نگران است كه آیا می‌تواند از عهده این منبر برآید یا نه. من چنین حالی داشتم ولی هر چه بیشتر صحبت می‌كرد من چهره‌ام بازتر می‌شد.»

شهید باقری در آن جلسه چنان گزارش دقیق، مصور و خوبی ارائه داد كه همه حضار حتی خود بنی صدر به شگفت درآمد كه این جوان این اطلاعات جالب را از كجا آورده است.

این روزها بیست و هفتمین سالروز شهادت یکی دیگر از ستارگان پرفروغ تاریخ دفاع مقدس را گرامی می داریم؛ جوانی که حتی در روزهای اول مسیر خرمشهر را نمی دانست اما بعد از مدتی استعداد و نبوغش کشف و در عرض چند ماه فرمانده اطلاعات عملیات منطقه جنوب شد. شهید باقری با چهره ای نوجوان در میان فرماندهان بزرگ ارتش به مانند یک ژنرال کهنه کار سخنرانی می کرد و آنچنان پیش بینی هایش درست بود که گاهی فرماندهان تصور می کردند که او یک پیشگوست اما راز نبوغ او زمانی آشکار شد که همرزمانش پس از شهادت او در اتاقش را باز کردند و نقشه های جنگ را در آنجا یافتند.
شاید کمتر کسی بداند که بنیانگذار واحد اطلاعات عملیات جنگ، طراح برخی از عملیاتهای بزرگ دفاع مقدس و اثرگذارترین فرد در طراحی و اجرای عملیات فتح خرمشهر، جوانی 25 ساله به نام غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری است که همه او را در خط مقدم یک خبرنگار می شناختند و تنها همرزمانش در قرارگاه گلف می دانستند که او یک فرمانده فوق العاده است.

کسی که در جبهه به" سقای بسیجیان" معروف بود و ماندن در جبهه را به سفر حج در سال 1361 ترجیح داد و در هنگام شناسایی مواضع دشمن در روز 9 بهمن به دیدار خدای کعبه رهسپار شد.

فضای قرارگاه گلف یا اتاق جنگ در اهواز (مقر اصلی فرماندهی کل جنگ) گویای خاطرات بسیار از حضور این نابغه جنگ تحمیلی است که ساعتها پس از شناسایی به اتاق شخصی اش که هیچ کس جز خودش حق ورود به این اتاق را نداشت، به سر می برد و بسیاری از عملیاتهای بزرگ جنگ را در آنجا طراحی کرد.

شهید سردار سرلشکر حسن باقری در 25 اسفندماه 1334 برابر با سوم شعبان در تهران چشم به جهان گشود که نامش را "غلامحسین" نهادند. وی دوره دبستان را در مدرسه "مترجمه الدوله" واقع در خیابان" آیت الله سعیدی" و دوره متوسطه را در دبیرستان "مروی" تهران به پایان رساند و در این دوران ضمن فعالیتهای مذهبی از سخنرانی های شهید بهشتی نیز بهره مند می شد.

وی در سال 1354 در رشته "دامپروری" دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و در این دوران نیز در پی تحقیق و مطالعه پیرامون مسائل دینی بود و سرانجام به دلیل فعالیتهای مذهبی که در سطح دانشگاه داشت، با دخالت نیرویهای امنیتی رژیم پهلوی از دانشگاه اخراج شد و پس از آن در سال 1356 به سربازی اعزام شد که در آنجا نیز به هدایت فکری سربازان همت گمارد اما پس از چندی وی را از سربازان جدا کرده و به عنوان راننده یک افسر جزء قرار دادند.

به دنبال فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان، غلامحسین سربازی را ترک کرده و به طور جدی همراه با دیگر مردم ایران به مبارزه علیه رژیم شاه ادامه داد و با ورود امام خمینی به ایران در کمیته استقبال فعالیت کرد.

غلامحسین پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان خبرنگار فعالیت خود را آغاز کرد و در سفری 15 روزه به لبنان و اردن گزارش تحلیلی جامعی از وضع نابسامان مسلمانان این مناطق تهیه کرد. وی در سال 1358 پس از گرفتن دیپلم ادبی در رشته "حقوق قضایی" دانشگاه تهران قبول شد و در اوایل سال 59 نیز به عضویت سپاه درآمد و در واحد اطلاعات مشغول خدمت شد و در این زمان نام مستعار "حسن باقری" برای او انتخاب گردید.

با شروع جنگ تحمیلی در اول مهرماه 59 ، شهید باقری همراه تعدادی از پاسداران راهی جبهه های جنوب شد و در بدو ورود به اهواز "واحد اطلاعات عملیات رزمی" را برای دستیابی به اطلاعات دقیق مواضع و نیروهای عراقی راه اندازی کرد. وی در این زمان هوش و استعداد شگرفی در تحلیل اطلاعات دشمن از خود نشان داد به طوریکه در اغلب مواقع تحرکات احتمالی دشمن را پیش بینی می کرد. اقدامات اساسی او در زمینه اطلاعات به راه اندازی واحد اطلاعات- عملیات در ستاد عملیات جنوب منتهی شد و نیروهای این واحد در کمتر از سه ماه در همه محورهای جنوب با تمام توان مستقر شدند و به عنوان چشم فرماندهی در محورهای مختلف عمل کردند.

تشکیل بایگانی اسناد جنگ، ترجمه اسناد و شنود بی سیم دشمن، طراحی گردانهای رزمی و سازماندهی آن از دیگر اقدامات ماندگار شهید باقری در طول جنگ تحمیلی است. نبوغ و استعداد شهید باقری نه تنها در طراحی و پیش بینی نظامی که در انتخاب فرماندهان برجسته هشت سال دفاع مقدس شگفتی ساز شد به طوریکه توانایی بسیاری از فرماندهان جنگ تحمیلی همچون شهید زین الدین، شهید حسین خرازی و ... را کشف و برای فرماندهی به سپاه معرفی کرد.

نقش شهید حسن باقری در اطلاعات رزمی جبهه وسیع جنوب بر هیچکس پوشیده نیست؛ جبهه ای که از دهلران تا جزیره آبادان را شامل می ‌شد. به دلیل توجه عمده دشمن به جنوب و استقرار دو سوم نیروهای بعثی در این منطقه، یگانهای متعددی از ارتش و سپاه در جبهه جنوب متمرکز بود. برای اثبات توانایی شهید باقری همین بس که او توانست فرماندهی گردان تا جانشین فرماندهی نیروی زمینی را در طول یک سال و نیم طی کند. اولین فرماندهی خودش را در عملیات فرماندهی کل قوا انجام داد. شهید باقری به دلیل برخورداری از توانمندی فکری و شهامت نظامی در دیماه 59 به عنوان یکی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب شد و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهی عملیات" امام مهدی(عج)" را پذیرفت و در فتح ارتفاعات "الله اکبر" و "دهلاویه" نقش ارزنده ای ایفا کرد.

عملیات فتح‌المبین

در عملیات فتح المبین(دوم فروردین سال 60) که به حق آغازی بر پیروزیهای جبهه ایران بر دشمن بعثی بود و طی آن علاوه بر 15 هزار نفر اسیر، خسارات قابل توجهی به ارتش عراق وارد شد، شهید باقری نشان داد که فرماندهی بزرگ است. وی پس از پیروزی ایران در عملیات "ثامن الائمه" که با هدف شکست حصر آبادان انجام گرفت، در عملیات "طریق القدس" فرماندهی اولین قرارگاه مشترک سپاه و ارتش یعنی قرارگاه نصر را بر عهده گرفت و پس از عملیات رمضان از سوی فرماندهی کل سپاه به سمت فرماندهی "قرارگاه کربلا" و "جانشین فرماندهی کل" در قرارگاه جنوب منصوب شد. پس از شکل گیری سازمان رزم سپاه و با توجه به توان و تجربه ای که شهید باقری داشت به عنوان "جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه پاسداران" برگزیده شد و سرانجام پس سالها مجاهدت در میدان نبرد و هنگام شناسایی مواضع دشمن در روز 9 بهمن سال 1361 در سن 27 سالگی به شهادت رسید.

شاید بتوان شهید باقری را نمونه ای از خیل شهدای نوجوان و جوانی دانست که در عصری از تاریخ پر افتخار ایران اسلامی خوش درخشیدند، بسیاری از جوانانی که یا دانش آموز، معلم، دانشجو، پزشک، کارگر، کارمند، کاسب، صنعتگر، کشاورز و.... بودند و یا خبرنگارانی که با وجود کمبود امکانات و شرایط خاص نظامی و امنیتی با تمام توان سعی در ارسال اخبار جبهه ها حتی در اوج درگیری ها داشتند و غریبانه و مظلومانه مانند بسیاری از جوانان کشورمان به شهادت رسیدند که مزار شهدای گمنام در شهرهای مختلف گواه این مدعاست؛ شهدایی که هر کدام دارای استعدادهای ویژه ای بودند و می توانستند برای آینده کشور و خانواده خود الگو باشند اما آنها راه خود و وظیفه تاریخی خود را در برهه ای از زمان در دفاع از خاک وطن دیدند تا ملت ایران با تکیه بر اسلام و وحدت کلمه با وجود تمام تهدیدات نظامی و اقتصادی و سیاسی همچنان پرقدرت پا برجا باشد و این ما هستیم که باید امانتدار شایسته ای برای میراث شهدای جوانمان باشیم.

گفتوگو با فتحالله جعفری

اولین باری که سردار فتحالله جعفری، حسن باقری را دید در حسینیه و هنگام سخنرانی بود. حرف‌هایی که خیلی از جوانان آماده جنگ را مجذوب کرد. سردار جعفری امروز سخت مشغول تدوین آثار حسن باقری است و خیلی صریح درباره خودش و او حرف می‌زند.
در مؤسسه انتشارات شهید حسن باقری چه کارهایی صورت می
گیرد؟

در این مرکز آثار باقی
مانده از ایشان را تدوین و برای انتشار آماده میکنیم. این آثار بهترین سند معرفی چنین شخصیتی است. جامعه نیازمند معرفی یک الگوی جوان، مسلمان و انقلابی است که در دورانی ظهور کرده و عمر کوتاهی هم داشته است.
تمام 40-50 نفری که این
جا با ما کار میکنند، بهوسیله همین دستنوشتهها و آثار، مجذوب شخصیت حسن باقری شدهاند، هیچکس حتی من که او را از نزدیک میشناختم، برایشان حرفی نزد. میدانید کسانیکه به خدمت سربازی میروند از دوران آموزشی روزشماری میکنند که زودتر دوران خدمتشان تمام شود، اما در مجموعه ما حتی سربازهایی که اینجا هستند، مثل یک سرباز وظیفه کار نمیکنند، بلکه اینها هم جذب شخصیت شهید باقری می
شوند.
 چطور یک آدم با سن و سال خیلی کم این
قدر رشد میکند و به اوضاع بحرانی مسلط میشود و طوری مردانه رفتار میکند که بهراحتی میتواند رو در روی بنیصدر بایستد؟ این سطح از پختگی در رفتار شخصی و تصمیمگیریهای نظامی چطور شکل میگیرد؟

ما چطور شکل گرفتن این ویژگی
ها را ندیدیم، ما نتیجه کارهایش را میدیدیم. ما شاهد رفتارش بودیم که برایش فرقی نمیکرد که فردی که پیش او آمده، بنیصدر، فرمانده کل سپاه، شهید رجایی و یا یک بسیجی معمولیست، به همه اینها احترام میگذاشت؛ رفتارش در برابر آنها فرقی نمیکرد. تبعیضی بین کسی قائل نمیشد. بسیجیها همانقدر برایش مهم بودند که فرمانده سپاه. گاهی سراغ کسی میرفت که از همه غریبتر بود. این رفتار جزو شخصیت خانوادگی و منحصربهفرد خودش بود. کسی نمیتواند به اجبار و مصنوعی از این کارها بکند. انجام همین رفتار برای خود ما خیلی سخت بود. به همین دلیل با هر کسی درباره آن دوران صحبت میکنیم، میگوید حسن باقری از همه به من نزدیکتر بود. با همه طوری رفتار میکرد که طرف احساس صمیمیت میکرد.
نکته دیگر این است که مطالعات عمیق، دقیق، قوی و غنی در مکتب اسلام داشت. زمانی در جوانی کتاب «محمد، خاتم پیامبران» را خواندم و 15 صفت بارز پیامبر اسلام صلی
الله علیه و آله و سلم را از آن استخراج کردم که بتوانم این خصلتها را در خودم اجرا کنم. خیلی تلاش کردم نشد. چنین کاری واقعا دشوار بود. مدتی در بیت امام خدمت کردم، بعضی از این رفتار پیامبر را در امام خمینی هم دیدم. در کردستان هم یکی دو مدل از این رفتار را در شهید محمد بروجردی دیدم. وقتی به منطقه جنوب آمدم و با حسن باقری آشنا شدم فهمیدم خیلی از این خصلت
ها را دارد. و این برایم عجیب بود.
 آدم
هایی مثل شما که در جوانی قبل و بعد از انقلاب را تجربه کردهاند، زیاد مطالعه دارند. چرا؟

ضرورت فضای آن زمان ایجاب می
کرد که زیاد مطالعه کنیم. چون گروههای چپ تازه وارد شده بودند و حرفهای نوینی میزدند.
معمولا یک حرفی می
زدند و شبهه ایجاد میکردند که ما مجبور شویم استدلال کنیم. حسن باقری خیلی اهل مطالعه بود. درباره هرچه بحث میکردند، چیزی خوانده بود و جوابی برای گفتن داشت. به زبان عربی مسلط بود. کتاب «ارشاد» شیخ مفید را به عربی مطالعه و ترجمه می
کرد.
نه
تنها خودش به درجههای بالای اخلاقی رسیده بود، بلکه هرکس با او سر و کار داشت، رشد میکرد. حتی افراد عادی که کنار حسن باقری وظیفهشان را انجام میدادند، رشد کردند. مصطفی مؤمنی، مهدی زینالدین، نامدار محمدی، مسعود پیشوا؛ حتی حاج احمد متوسلیان، توان جنگی و اخلاق و رفتارش بعد از همکاری با حسن باقری تغییر کرد. حسن باقری به کاری که میکرد اطمینان داشت و روشهای تربیتیاش را هم به بقیه منتقل میکرد. انتقال اطمینان اخلاقی کار خیلی مهم و سختی است. معتقدم امثال حسن باقری یکبار زندگی کرده و بعد برای بار دوم زندگی میکردند که این
قدر بر اوضاع و خود مسلط بودند!
چنین فضا و روحیاتی برای یک جوان، آن
هم در مقطعی که بحرانی است و خیلیها میبریدند و ناامید میشدند، طبیعی نبود. در برههای که عده زیادی دچار یأس شدند، حسن باقری بههیچوجه مأیوس نشد و احساس نکرد بنبستی وجود دارد. ما در او هیچوقت تردید، اما و اگر ندیدیم، حتی در سختترین شرایط. توکل و ایمان زیادی به خداوند داشت که همینها کمکش میکرد که بتواند بنبست
های بزرگ را بشکند و جلو برود.
 این اتفاق درباره سرداران معروف جنگ، مثل حسن باقری و ابراهیم همت یا خود شما اتفاق افتاد که مدت زیادی در جبهه بودید، چطور در سن جوانی از مرگ نمی
ترسیدید؟

در مورد خودم بگویم، هیچ
وقت فکر نمیکردم بمیرم.
 واقعا؟
بله. همیشه می
دانستم که زنده میمانم، با اینکه مدتهای زیادی در جبهه و در سختترین درگیریها حضور داشتم. حتی فکر نمیکردم زخمی شوم. حتما لطف خدا بوده که ما اینطور تصور می
کردیم.
 اما زخمی شدید؟
بله. ولی این
چیزها اهمیتی نداشت. وقتی آدم تکلیف داشته باشد که در جبههای مقابل دشمن مقاومت کند، فکر مرگ از ذهنش بییرون میرود. فکر مرگ خیلی خطرناک است و ریشه انسان را از بین میبرد. این تفکر یعنی روحیه و روحیه یکی از اصول مهم جنگ است. اگر روحیه ضعیف شود، آدم از بین می
رود.
بنابراین کسی که می
خواهد حیات داشته باشد و به زندگی ادامه دهد، نباید از مرگ بترسد. من اگر تصور کنم از ساختمان که بیرون بروم، ترور میشوم، هیچ اینجا نمیآیم! ولی مطمئنم که سالم میروم خانه. فکر میکنم همه بچههای ما که در صحنه جنگ شهید شدند، با اینکه شهادت آرزوی همه آنها بود و برای این اتفاق دعا هم میکردند، ولی در عینحال کسی به مرگ فکر نمی
کرد که هر لحظه امکان دارد کشته شود، بلکه فقط در فکر عمل به تکلیف بودند.
 چطور با شهید حسن باقری آشنا شدید؟ شما اهل اصفهان هستید و او تهرانی بود.
قبل از این
که جنگ شروع شود، کردستان بودیم بعد که به جنوب آمدم، اولینبار شهید باقری را در حسینیه امام خمینی در گلف دیدم. در حسینیه نشسته بودم، دیدم کسی برای بچهها صحبت میکند، صدای گیرایی داشت، اما جوان بود. حرفهای جالبی میزد، تعدادی نیرو از خراسان آمده بود و میخواست آنها را توجیه کند. چیزهایی میگفت، که تا آن روز نشنیده بودم. آن روزها ما خیلی ادعا داشتیم، فکر میکردیم ما که درگیریهای کردستان را دیدهایم، خیلیچیزها بلدیم! توجهم جلب شد. از افراد دور و برم پرسیدم این کیست؟ آنها هم نمیشناختند تا بالأخره یکی گفت او حسن باقری است. فاصله ما با او زیاد بود، حسن باقری فرمانده بود و من مسئول عملیات سپاه استان مرکزی بودم. در مقطع کوتاهی که به اطلاعات عملیات رفتم، خدمت او بودم، و برایش شناسایی میرفتم و گزارش تهیه میکردم.

حساسیت ویژهای به این گزارشها داشت و به دقت همهچیز را بررسی میکرد.
شخصیت حسن باقری به
قدری پرجاذبه بود که دوست داشتم دایم با او باشم. نه بهدلیل مسأله جنگ، بلکه بهدلیل اخلاق و رفتار ویژه و مسائل تربیتیای که داشت. بیشتر شخصیت اخلاقیاش را دوست داشتم؛ روشن و منش او در برخورد با آدم
ها. 
 این اخلاق و رفتار ویژه چطور بود؟ عادی نبود؟

نمی
شود گفت چطور بود. با همه فرق داشت. این منش و نوع رفتار را در کسی ندیدم و خیلی آموزنده بود. الان هم که اینجا کار میکنم، تحت تأثیر آن اخلاق و رفتار نیست. اینطور نیست که من شیفته حسن باقری شده باشم. اصلا به اینچیزها ربطی ندارد. این کار را برای رضای خدا میکنم نه برای حسن باقری.
 چه فرقی می
کند اینکار را برای حسن باقری انجام دهید یا رضای خدا؟
هر دوی این
ها در یک مسیر است، مقابل هم که نیست. در یک مسیر است، ولی اگر برای حسن باقری باشد، دیگر برای خدا نیست. دیگر حساب و کتابش رضایت خدا نیست، رفاقت است. از اول هم با خدا قول و قرار گذاشتم. گفتم: خدایا این کار را برای تو میکنم. خدا هم خیلی کمکمان کرد.
با این
که از جایی حمایت و پشتیبانی نمیشویم، طوری که سرفصل بودجه، اعتبارات، امکانات داشته باشیم، اما تا حالا به مشکل جدی برنخوردهایم. ما کاری را برای رضای خدا انجام می
دهیم که حسن باقری هم در آن هست. البته زوایایی از زندگی حسن باقری هنوز برای ما پنهان است.
 چه چیزهایی؟
نتوانسته
ایم کشف کنیم. اطلاعاتی درباره آن نداریم، شاید خیلی چیزها با بازخوانی و تحلیل دستنوشتهها، معلوم شود، ولی بسیاری از مسائلی را که درباره جنگ پیشبینی کرده و درست هم از آب درآمده، نمیدانیم. نمیدانیم از کجا اینها را فهمیده، سابقهای نداریم. یکی از نقاط قوت حسن باقری هم همین پیشبینی
های درست است.
البته کمی عجیب است. کسی که درس جنگ نخوانده، در دانشگاه افسری تحصیل نکرده، چطور از فنون جنگی سر درمی
آورد و اینقدر تخصصی طراحی عملیات میکند. از این راهحلهای جنگی زیاد دارد. با خیلی از افسران عالیرتبه ارتش صحبت کردیم، به تخصص حسن باقری بهعنوان یک فرمانده در جنگ ایمان دارند، او را بهعنوان یک فرمانده عالیرتبه جنگی قبول دارند. جنگ که شروع شد سرهنگ غلامرضا قاسمی، فرمانده لشگر بود. طوری درباره حسن باقری حرف میزند که ما تعجب میکنیم، سرهنگ لطفی یا صیاد شیرازی هم همینطور. این افراد متخصص فن جنگ و نظامی هستند و از این وجه حرفهایشان سند و قابلاتکاست. همه اینها بدون استثنا، حسن باقری را بهعنوان یک فرمانده ارتش عالیرتبه می
شناسند.
 این توانایی فنی را در سن 24 سالگی از کجا آورده؟

بعضی از این
چیزها برای ما هم سئوال است و جزو همان زوایای پنهان است که گفتم. نمیتوانیم درباره آن حرفی بزنیم، چون واقعا نمیدانیم. 
منبع: پنجره

فرمانده جوان

در چنین روزی شهید «حسن باقری» از فکه پر کشید.

شهید حسن باقری فرمانده و خبرنگار جوانی بود که با انجام به تکلیف و به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی تمام فرماندهان را شگفت‌زده کرد.                             

شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) در 25 اسفند 1334 مصادف با سالروز میلاد اباعبدالله‌الحسین (ع) در تهران به دنیا آمد.
وی که با پیروزی انقلاب اسلامی وارد فعالیت‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی از جمله خبرنگاری شده بود، در سال 59 با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های جنوب شد و در بدو ورود به اهواز «واحد اطلاعات عملیات رزمی» را برای دستیابی دقیق از موقعیت دشمن راه‌اندازی کرد که این آغازی برای راه‌اندازی این واحد در ستاد عملیات جنوب ‌شد.
شهید باقری به ‌عنوان فرمانده قرارگاه‌های نصر و کربلا نقش بسیاری در موفقیت رزمندگان اسلام در عملیات‌های فتح‌المبین، رمضان، بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر داشت و آخرین مسئولیت این سردار شجاع اسلام،‌ قائم‌مقامی فرمانده نیروی زمینی سپاه بود.
سردار شهید حسن باقری، هنگامی که در منطقه فکه مشغول شناسایی منطقه و آماده‌سازی عملیات والفجر مقدماتی بود، مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و همراه با شهید حمید بقایی به شهادت رسید. وی در زمان شهادت 27 سال داشت.
* شهید باقری همیشه به انجام تکلیف اعتقاد داشت
سردار حسین همدانی فرمانده سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ اظهار می‌دارد: شهید حسن باقری به عنوان یک خبرنگار و عکاس در بدو ورود خود به مناطق عملیاتی به ‌سرعت آموزه‌های جنگ را فرا گرفت و متعاقباً با سرعت بیشتری نیز به دیگر فرماندهان این آموزش‌ها را انتقال می‌داد و یکی از آموزه‌هایی که شهید باقری به دیگر فرمانده‌هان یاد ‌داد، بحث‌های مدیریتی، نوع و چگونگی ارائه اطلاعات فرمانده‌های رده‌های پایین به فرمانده‌های رأس جنگ بود.
سردار همدانی با اشاره به این که شهید حسن باقری با وجود سن پایین و اندام نحیف از جاذبه مدیریتی بالایی برخوردار بود، می‌افزاید: شهید حسن باقری آن‌چنان از اطلاعات جنگ آگاه بود که برخی مواقع آدمی فکر می‌کرد که این شهید بزرگ دارای علم غیب است ولی تلاش و ممارست شهید باقری در جمع‌آوری اطلاعات جنگ او را به یک فرد فوق‌العاده مطلع رسانده بود.
سردار همدانی به سخن شهید حسن باقری که گفته بود فتح خرمشهر باعث خوشحالی امام (ره) خواهد شد، اشاره کرده و می‌گوید: برای آزادی خرمشهر دو طرح از ارتش و سپاه ارائه شد که در نهایت طرح سپاه که مبدع و متفکر آن شهید حسن باقری بود مورد قبول واقع شد و در نهایت رزمندگان اسلام با این طرح توانستند خرمشهر را آزاد کنند.
وی اظهار می‌گوید: شهید باقری به عنوان فرمانده قرارگاه نصر و جانشین قرارگاه کربلا به عنوان مغز متفکر دفاع مقدس شناخته می‌شود و این شهید بزرگ همیشه در جهت کارهای جدید و به خصوص فریب دشمن در جنگ جهت پیروزی رزمندگان اسلام گام برمی‌داشت.
وی با اشاره به اینکه شهید حسن باقری همیشه به انجام تکلیف در جنگ اعتقاد داشت و این فرهنگ را نیز بعد از خود بین جمع فرماندهان و رزمندگان ترویج داد، اظهار می‌دارد: جوانان امروز جامعه باید از این شهید بزرگ درس‌ها بیاموزند چرا که جامعه امروزی از شهید حسن باقری‌های زیادی برخوردار است.
* شهید باقری بر سنگرش نوشته بود «صد در صد شناسایی، صد در صد موفقیت»
سردار سعید قاسمی از فرماندهان دوران دفاع مقدس نیز درباره شهید حسن باقری اظهار می‌دارد: در دوران دفاع مقدس معروف است که شهید سردار حسن باقری فرهنگ برنامه‌های اطلاعات و عملیات در جبهه‌‌ها را بنا کرده و باعث دگرگونی جنگ‌های کلاسیک ارتش‌های جهان شده بود.
وی با اشاره به اینکه شخصاً با شهید حسن باقری بعد از عملیات بیت‌المقدس در قرارگاه‌های مشترک سپاه و ارتش در سال 60 آشنا شده است، می‌افزاید: این شهید بزرگوار در جلسات معروفی که با سرداران جنگ بر پا می‌شد تمام این بزرگان را با تحلیل‌ها و اطلاعات کامل خود از بابت اشراف مناطق عملیاتی متعجب می‌کرد.
سردار قاسمی با بیان اینکه یکی از اصول جنگ‌های مدرن و کلاسیک رعایت فاصله 3 کیلومتری نیروهای خودی تا خط لبه مقابل نبرد دشمن است، بیان می‌دارد: بسیجیان سرافراز وطن با کمترین آموزش ولی با طرح اطلاعاتی و عملیاتی شهید حسن باقری، نبردهایی که در دنیا معروف به کماندویی بود را تا عمق 20 تا 30 کیلومتری مواضع دشمن انجام می‌دادند.
وی موفقیت‌های رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس را سرچشمه از تفکرات اطلاعات و عملیاتی شهید باقری دانست و گفت: با وجود اینکه در تمام جنگ‌های مدرن شناخت جو، زمین، نیروهای دشمن و اطلاعات رزمی بسیار مهم است ولی نوع پیاده کردن این جنگ‌ها در دفاع مقدس با طرح‌های شهید باقری دگرگون شده بود و حالت بومی داشت.
وی به شعار معروف شهید حسن باقری که بر روی سنگر خود با این عنوان "صد در صد شناسایی، صد در صد موفقیت " اشاره کرد و تصریح کرد: این شهید بزرگوار غیر از تواضع خاصی که داشت یکی از خصلت‌ها و منش‌هایش در جبهه‌ها زبان و بیان ویژه او بود که در روابطش بین رزمندگان، تأثیر شگرفی ایجاد می‌کرد.
                                                                                           «خبرگزاری فارس»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Why do they call it the Achilles heel?
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:13 ق.ظ
Undeniably believe that which you said. Your favorite reason appeared to be on the
web the simplest thing to be aware of. I say to you, I certainly get
irked while people think about worries that they just
don't know about. You managed to hit the nail upon the top as well
as defined out the whole thing without having side effect , people could take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
How much can you grow from stretching?
یکشنبه 26 شهریور 1396 10:06 ب.ظ
Everything is very open with a clear description of
the issues. It was really informative. Your site is extremely helpful.

Many thanks for sharing!
What causes painful Achilles tendon?
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:38 ب.ظ
wonderful publish, very informative. I wonder why
the other specialists of this sector do not understand this.

You must proceed your writing. I am confident, you have a great
readers' base already!
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 08:26 ب.ظ
Hi there to all, how is all, I think every one is getting more from this web site, and your views are good in support of new people.
BHW
شنبه 26 فروردین 1396 09:14 ق.ظ
Hi there! I know this is kinda off topic but
I was wondering which blog platform are you using for this site?

I'm getting tired of Wordpress because I've had
issues with hackers and I'm looking at alternatives for another platform.
I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo