تبلیغات
پرچمداران بصیرت - بیانات در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه‌

مدیریت فرهنگی سازمان بسیج دانشجویی استان قم

بیانات در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه‌

تاریخ:چهارشنبه 20 مهر 1390-04:25 ب.ظ

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

و الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.

 بسیار خرسندم و خداى متعال را شاكرم كه این توفیق را امروز - اگرچه دیرهنگام - به این بنده‌ى حقیر داد كه در جمع شما مردم عزیز و وفادار و مؤمن كرمانشاه حضور پیدا كنم. اگر دیدار از شهر شما و استان شما تأخیر افتاد، این از اهمیت این استان و مردم عزیز آن نمیكاهد. این استان از لحاظ جایگاه انسانى و جایگاه طبیعى و جایگاه جغرافیائى، یكى از استانهاى ممتاز كشور عزیز و پهناور ماست. در آغاز عرایض، چند جمله‌اى در مناقب كرمانشاه و مردم عزیز كرمانشاه عرض كنیم برخى از خصوصیات مثبت، بین مردم سرتاسر كشور مشترك است؛ ولى بعضى از خصوصیات در برخى از استانها برجسته‌تر و پررنگ‌تر است. مردم كرمانشاه را از دیرباز به جوانمردى و سلحشورى و وفادارى و مهربانى شناختیم؛ مردمى غریب‌نواز، مردمى مهمان‌نواز، و به طور خلاصه، داراى صفات نیكِ پهلوانى. این جزو خصوصیاتى است كه در كرمانشاه میدرخشد؛ از دور و نزدیك، همه این را میدانند و احساس میكنند.

 آنچه كه این بنده را در مورد كرمانشاه، همیشه وادار به تحسین میكرده است، این است كه مردم این استان با وجود چندگونگى، از لحاظ قومى، از لحاظ مذهبى، حتّى از لحاظ گویشى، در كنار هم، مهربان، با سلم و مدارا و برادروار زندگى میكردند و میكنند؛ این خصوصیت بسیار مثبتى است كه باید بر آن پافشارى كرد، آن را حفظ كرد و افزایش داد. عشایر و مرزداران غیور این استان، در همه‌ى نقاط این استان، با همان خصوصیات عشایرى و غیرتمندى شناخته میشوند.

 من در سال 59، اوائل جنگ تحمیلى، سرتاسر این استان را رفتم و از نزدیك دیدم. در گیلانغرب و اسلام‌آباد كه مردم شیعه هستند، در پاوه و اورامانات كه مردم سنى هستند، در ریجاب و دالاهو كه گروهى مردمِ اهل حق هستند؛ همه جا مردم در حال دفاع، در حال اظهار ارادت به نظام جمهورى اسلامى بودند. من همان روحیه‌اى را كه در مناطق گوناگون این استان دیدم، در مركز استان هم كه مجموعه‌اى از نمونه‌هاى اقوام و عشایر گوناگون در اینجا هستند، مشاهده كردم. این، صفت برجسته‌اى است.

 دوران دفاع مقدس، آزمایش بزرگى براى این استان بود. جنگِ هشت ساله از این استان شروع شد و در این استان ختم شد. اولین حملات هوائى رژیم بعثى عراق به این استان و به شهرهاى این استان - به همین اسلام‌آباد و گیلانغرب و بقیه‌ى مناطق مرزى - و اولین تجاوز مرزى به قصر شیرین در این استان بود. هشت سال بعد هم باز جنگ در اینجا خاتمه پیدا كرد. آخرین حركت دفاعى كشور ما و مردم عزیز ما در قضیه‌ى مرصاد، باز در این استان بود. یعنى سراسر این هشت سال، این استان در حال دفاع، در حال ایستادگى و شجاعت بود. قبل از شروع جنگ تحمیلى هم از اول انقلاب همین جور بود. یك ماه بعد از پیروزى انقلاب - یعنى در اسفند سال 57 - جوانهاى كرمانشاهى بودند كه رفتند تا از پادگان لشكر سنندج دفاع كنند؛ اولین گروه‌هائى كه براى دفاع در مقابل ضد انقلاب بسیج شدند و راه افتادند رفتند، كه بعضى از همانها جزو شهداى نام‌آور كرمانشاه‌اند.

 شخصیتهاى برجسته و ممتازى در ادبیات، در انواع هنر، در شعر، در خط، در علوم - علوم فنى و مهندسى، علوم پایه، علوم دینى - در ورزش، در گذشته‌ى دور و نزدیك در این استان وجود داشتند؛ امروز هم بحمداللَّه هستند. خاندانهاى علمىِ معروفى كه سابقه‌ى حضور علمى آنها در این شهر و در این استان بعضاً به بیش از یك قرن و دو قرن میرسد، در این استان حضور دارند. یعنى از لحاظ نیروى انسانى، این استان یك چنین استان برجسته‌اى است.

 نقش زنان در این استان، یكى از نقشهاى برجسته است. ما در تمام استانهاى كشور - بجز یك استان دیگر غیر از استان كرمانشاه - این همه زن شهیده و زن جانباز كه در قضایاى دفاع مقدس به شهادت رسیدند یا جانباز شدند، نداریم. در اینجا زنانى كه در جبهه شهید شدند و همچنین كسانى كه در بمبارانهاى دشمن به شهادت رسیدند، فقط یك نمونه‌ى دیگر در سرتاسر كشور دارد. این هم یكى از امتیازات است.

 وضع طبیعى استان هم متناسب با همین وضعیت انسانى است؛ یك وضع طبیعىِ ممتازى است. هم از لحاظ اوضاع طبیعى، هم از لحاظ موقعیت جغرافیائى، این استان ممتاز است. این استان استعداد عالى كشاورزى دارد، آب سطحىِ فراوان و البته متأسفانه مهار نشده دارد؛ كه یكى از كارهائى كه باید در این استان انجام بگیرد، مهار بیش از پیش آبهاى سطحى است. این استان زمینهاى حاصلخیز، خاك حاصلخیز، اراضى قابل كشت دارد. در این استان، بیش از هشتصد هزار هكتار زمین قابل كشت و زراعت وجود دارد. این استان آب و هواى متنوع دارد، قابلیتهاى صنعتى و معدنى دارد. به خاطر موقعیت جغرافیائى‌اى كه دارد، از لحاظ ارتباط با خارج و ارتباط با بخشهاى گوناگون كشور، این استان قابلیت حمل و نقل و بازرگانى دارد. چندین مركز مهم اقتصادى كشور در فاصله‌هاى برابر و متقاربى با این شهر و این استان قرار دارند. همچنین به خاطر طبیعت زیبا و آثار منحصربه‌فرد تاریخى‌اى كه در این استان هست، قابلیت گردشگرى دارد. اینها خصوصیات طبیعى و جغرافیائى و انسانى این استان است.

 با توجه به این نقاط مثبت و برجسته، جوان این استان باید سرشار از امید و نشاط و میل به كار باشد. جوانهاى استان توجه كنند و بدانند كه در چه موقعیتى، در چه منطقه‌ى حساس و داراى امتیازى زندگى میكنند. البته مشكلات وجود دارد، كه ان‌شاءاللَّه باید مسئولین همتهاى خودشان را بگمارند بر رفع كامل مشكلات؛ كه در رأس مشكلات این استان، مسئله‌ى اشتغال است. مسئله‌ى اشتغال در اینجا، از متوسط كشور، حساس‌تر است و باید نسبت به امر اشتغال در این استان توجه ویژه‌اى بشود.

 خب، سفر امروز ما كه چند روز هم به طول خواهد انجامید و من برنامه‌هاى گوناگونى را با شما مردم عزیزمان، چه در این شهر، چه در بعضى از شهرهاى دیگر دارم، در یك موقعیت حساس زمانى قرار گرفته است. هر روز از منطقه و از جهان، خبرهاى تازه‌اى میرسد. مسائلى كه امروز در منطقه‌ى ما هست و در سرتاسر جهان بروز میكند، مسائل بى‌سابقه‌اى است؛ چه مسائل منطقه، چه مسائلى كه در غرب دارد اتفاق مى‌افتد؛ چه در اروپا و چه در آمریكا. شرائط جهان، شرائط حساسى است؛ و البته به نفع ما. در چنین شرائطى، خیلى خوب است كه ملت ایران یك نگاه جامعى به وضع خود داشته باشند و یك نگاه بصیرانه‌اى به وضع جهان.

 من امروز از این فرصت استفاده میكنم و برخى از مسائل مهمى را كه در رابطه‌ى با ملت عزیزمان و كشورمان در این برهه قابل توجه است و لازم به یادآورى است، عرض خواهم كرد. مسئله‌ى اصلى ما، مسئله‌ى مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده‌ى مردم، عزم راسخ مردم. این را باید عرض كنیم؛ در همه‌ى تحولات و جنبشهاى گوناگون اجتماعى بزرگ، نقش مردم، نقش معیار است. یعنى گسترش یك تحول، گسترش یك فكر، گسترش نفوذ یك مصلح اجتماعى، وابسته‌ى به این است كه با مردم چقدر ارتباط داشته باشد. هرچه ارتباط او و آن جریان و آن جنبش و آن تحول با مردم بیشتر باشد، امكان موفقیت او بیشتر است؛ اگر از مردم منقطع شد، دیرى نخواهد پائید، كارى نخواهد كرد. البته در تاریخ كشور ما جابه‌جائى‌هاى قدرت، آمدن سلسله‌هاى سلاطین و رفتن آنها، به مردم ارتباطى نداشته است؛ لیكن همین سلسله‌هاى حكومتى و سلطنتى‌اى كه در طول تاریخ ما وجود داشته‌اند، هر كدام از آنها كه توانسته‌اند رابطه‌ى خودشان را با مردم به یك نحوى محكم و گرم و دوستانه كنند، پایدارى‌شان، موفقیتشان در اداره‌ى كشور و در عزت ملى بیشتر بوده است؛ هر كدام، از مردم منقطع شدند، همه چیز را از دست دادند؛ كه نمونه‌ى اتمّ آن، سلسله‌ى قاجار و سلسله‌ى منحوس پهلوى در این دوره‌هاى اخیر است. ما یك تجربه‌ى مشروطیت را داریم در دوران نزدیك خودمان، و یك تجربه‌ى ملى شدن صنعت نفت را. در این دو، مردم حضور داشتند، شركت داشتند؛ عامل پیروزى هر دو نهضت، مردم بودند؛ ولى از مردم جدا شدند. در نهضت مشروطیت، انگلیسها با مكر و كلك خودشان، با حیله و خدعه‌ى خودشان، آمدند بر امواج مشروطیت سوار شدند، مردم و رهبران مردمى را كنار زدند؛ مشروطیت سر از قلدرى رضاخان درآورد.

 در قضیه‌ى صنعت نفت و ملى شدن نفت هم در اول دهه‌ى 30 شمسى در كشورمان، مردم عامل بودند، مردم مؤثر بودند، حضور آنها موفقیت‌آور بود؛ لیكن دیرى نپائید كه از مردم جدا شدند، به مردم پشت كردند؛ كودتاى آمریكائى آمد امور را قبضه كرد و كشور را مجدداً به استبداد كشاند.

 در طول تاریخ ما، هیچ حادثه‌اى مثل حادثه‌ى پیروزى انقلاب اسلامى و حوادث بعد از آن نبوده است كه مردم در آن، نقش مستقیم داشته باشند. در انقلاب اسلامى مردم آمدند؛ همه‌ى مردم، همه‌ى قشرهاى مردم، از شهرى و روستائى، از زن و مرد، از پیر و جوان، از تحصیلكرده و بیسواد، همه و همه در كنار هم حضور پیدا كردند. با اینكه متكى به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به كار نمیبردند، اما در عین حال توانستند یك رژیمِ تا دندان‌مسلحِ متكى به قدرتهاى استكبارى را بكلى از پا در بیاورند و انقلاب را پیروز كنند. منتها نكته‌ى اساسى در انقلاب ما این بود كه نقش مردم با پیروزى انقلاب تمام نشد؛ و این از حكمت امام بزرگوار ما و ژرف‌نگرى آن مرد حكیم و معنوى و الهى بود. او ملت ایران را بدرستى شناخته بود، ملت ایران را باور كرده بود، به سلامت و صداقت و عزم راسخ و توانائى‌هاى ملت ایران ایمان داشت. همان روزها بعضى‌ها بودند كه میگفتند خیلى خوب، انقلاب پیروز شد، مردم برگردند بروند خانه‌هاشان. امام محكم ایستاد و كارها را به مردم سپرد. یعنى پنجاه روز بعد از پیروزى انقلاب، نظام سیاسى كشور به وسیله‌ى رفراندوم مردم تعیین شد. شما به انقلابهاى گوناگون نگاه كنید تا معلوم شود كه اهمیت این حرف چقدر است. پنجاه روز بعد از پیروزى انقلاب، مردم فهمیدند چه نظامى را میخواهند. خودشان پاى صندوقهاى رأى آمدند و با آن رأى عجیب و تاریخى مشخص كردند كه نظام جمهورى اسلامى را میخواهند. در این دویست سال اخیر - كه سالهاى انقلابهاى بزرگ است - در هیچ انقلابى چنین اتفاقى نیفتاده است كه با این فاصله‌ى كم، نظام جدید به وسیله‌ى خود مردم، نه به وسیله‌ى یك عامل دیگر، تعیین شود. بعد بلافاصله امام بزرگوار دنبال قانون اساسى بود. من فراموش نمیكنم؛ در ماه‌هاى اردیبهشت یا خرداد سال 58 - یعنى سه ماه چهار ماه بعد از پیروزى انقلاب - امام شوراى انقلاب را كه ماها بودیم، براى یك كار مهمى به قم خواستند. ما خدمت امام رفتیم. من از یاد نمیبرم چهره‌ى خشمگین امام را كه نظیر آن را من در امام كم دیدم. حرفشان این بود كه چرا براى قانون اساسى فكرى نمیكنید. این در حالى بود كه هنوز سه ماه از پیروزى انقلاب بیشتر نگذشته بود. همان جلسه تصمیم‌گیرى شد كه انتخابات مجلس خبرگان برگزار شود. مسئولین كشور - كه دولت موقت بود - آمدند انتخابات را برگزار كردند. مردم در یك انتخاباتِ سراسرى شركت كردند، نمایندگان خود را - كه خبرگان قانون اساسى بودند - معین كردند. خبرگان هم در ظرف چند ماه قانون اساسى را تدوین كردند. بعد امام باز دوباره فرمودند كه این قانون اساسى‌اى كه تدوین شده است، باید به رأى مردم برسد. با اینكه نمایندگان مردم آن را تدوین كرده بودند، اما امام فرمود باز هم بایستى رأى مردم باشد. لذا آمدند رفراندوم قانون اساسى كردند، مردم هم با رأى بالائى قانون اساسى را تصویب كردند. بنابراین نقش مردم بعد از پیروزى انقلاب تمام نشد. در خصوصیات اداره‌ى كشور، این نقش ادامه پیدا كرد. هنوز یك سال از پیروزى انقلاب نگذشته بود كه رئیس جمهور بر طبق قانون اساسى انتخاب شد. بعد از چند ماه، مجلس شوراى اسلامى انتخاب شد. از آن تاریخ تا امروز، در طول این سى و دو سال، مرتباً خبرگان رهبرى، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، نمایندگان شوراها، به وسیله‌ى مردم انتخاب شدند. مردم خودشان هستند كه تصمیم میگیرند، شركت میكنند، انتخاب میكنند؛ كار دست مردم است. حضور مردم، یك چنین حضور برجسته‌اى است.

 در طول این سالهاى متمادى، دولتهاى گوناگون و ذائقه‌هاى سیاسى گوناگون بر سر كار آمدند - چه در مجلس با سلائق سیاسى مختلف، چه در قوه‌ى مجریه - بعضى‌ها حتّى با اصول نظام زاویه هم داشتند؛ لیكن ظرفیت عظیم نظام، بدون اینكه ناشكیبائى نشان بدهد، توانسته است همه‌ى این مسائل را از سر بگذراند؛ توانسته است همه‌ى این مشكلات را در خود حل و هضم كند؛ به خاطر حضور مردم، به خاطر ایمان مردم، به خاطر پایبندى مردم به نظام اسلامى؛ یعنى خودشان را صاحب كشور دانستن. در گذشته همیشه میگفتند كشور صاحب دارد؛ منظورشان این بود كه فلان امیر و فلان حاكم و فلان سلطان صاحب كشور است! مردم نقشى نداشتند، كاره‌اى نبودند. امروز به بركت انقلاب اسلامى، مردم میدانند كشور صاحب دارد؛ صاحب كشور هم خود مردمند.

 ما وقتى تجربه‌ى سى و دو ساله‌ى انقلاب را بازخوانى میكنیم، ژرفِ ژرفائى حكمت امام و تدبیر امام را درمى‌یابیم؛ چرا؟ چون هر نظامى مثل نظام جمهورى اسلامى، با این آرمانهاى بلند، با این ضدیت و مخالفتى كه با استكبار و بى‌عدالتى بین‌المللى دارد، با ایستادگى‌اى كه در مقابل شیاطین قدرت در سرتاسر جهان دارد، دشمنهاى گردن‌كلفتى دارد. چالش ایجاد میكنند، مشكل به وجود مى‌آورند. اگر اینچنین نظامى بخواهد بماند، باید یك نیرو و ظرفیت عظیمى از او نگهبانى كند، تا بتواند ایستادگى كند، تا بتواند پیشرفت كند و متوقف نماند. در انقلاب اسلامى، با تدبیر امام - كه از متن اسلام گرفته شده بود - این نیروى نگهبان عبارت است از اراده‌ى مردم، عزم مردم، حضور مردم. لذا نظام اسلامى چالشها را درنوردید و بر چالشها پیروز شد. به اطمینان كامل میشود گفت كه جمهورى اسلامى تا امروز بر همه‌ى چالشهاى سخت و نرم كه در مقابل او قرار گرفت، پیروز شده است و به عون الهى، به فضل الهى، به هدایت الهى، بر هر چالش دیگرى هم در آینده پیروز خواهد شد.

 یكى از چالشهاى بزرگى كه همان اول انقلاب به سراغ كشور آمد، همین جنگ تحمیلى هشت ساله بود. شوخى نیست؛ هشت سال! جنگى را بر این كشور تحمیل كردند. هر نظامى باشد، با ناآمادگى‌اى كه در اول انقلاب به طور طبیعى هست، در یك چنین چالشى شكست میخورد؛ اما كشور عزیز ما، نظام مقدس جمهورى اسلامى شكست نخورد؛ پیروز شد. جنگ به وسیله‌ى مردم اداره شد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و هم نیروهاى گوناگون، متكى به مردم بودند؛ به ایمان مردم، به عشق مردم، به صفاى مردم. از خط مقدم تا همه‌ى صفوف عملیاتى، تا پشت جبهه و پشتیبانى، مردم با صفا و صداقتى مثال‌زدنى و فراموش‌نشدنى، براى فداكارى آمادگى داشتند. آن كسانى كه در سنین جوانىِ بعد از آن دوران هستند، متأسفانه به یاد نمیدهند. چقدر خوب است كه آن حوادث ممتاز و برجسته و زیبا بازخوانى شود.

 در همین شهر كرمانشاه براى من نقل كردند كه جعفرآباد بمباران شده بود، یك خانواده‌اى زیر آوار مانده بودند. بچه‌هاى فرماندارى رفتند كمك كردند، اینها را از زیر آوار بیرون آوردند. پیرمردِ پدر این خانواده بعد براى تشكر به فرماندارى آمده بود. تشكر میكرد كه به من كمك كردید. مسئولین فرماندارى به او گفتند شما فهرست خسارتهاتان را بدهید كه ما به شما كمك كنیم و جبران خسارتهاتان بشود. در این نقل، این پیرمرد گفت: حیف است از تو همشهرى! مگر من براى جیفه‌ى دنیا اینجا آمده‌ام؟ ببینید، او كرمانشاهى است ها! این تعبیر، همان تعبیر پرگذشت و پر اغماضى است كه یك انسان والا انجام میدهد. از این نمونه‌ها در این شهر شما و استان شما فراوان است. در همه‌ى مناطق عملیاتى غرب و جنوب غربى و شمال غربى، از این نمونه‌ها میشود پیدا كرد. اینها چیزهائى است كه در ملتهاى دیگر پیدا نمیشود. یك نمونه‌هاى برجسته‌ى اینچنین را، آن هم با این فراوانى، نمیشود پیدا كرد. جنگ را مردم اداره كردند؛ مردم پاى كار بودند.

 یكى دیگر از چالشهاى بزرگ، همین چالش فشارهاى اقتصادى و تحریمها بود. امروز سخن از تحریم میگویند؛ تحریم براى ما چیز تازه‌اى نیست. از سال اول پیروزى انقلاب، تحریمهاى یكجانبه از طرف آمریكا و كشورهاى اروپائى شروع شد و در طول جنگ، این تحریمها و محدودیتها به اوج خود رسید. من یك وقتى گفته‌ام؛ ما میخواستیم از خارج از كشور سیم خاردار تهیه كنیم. كشورى كه این سیم خاردار باید از آنجا عبور میكرد - شوروى سابق - اجازه نمیداد كه این كالا از داخل خاك او عبور كند، بیاید ایران! حالا كالا نه كالاى نظامى است، نه سلاح تهاجمى است؛ سیم خاردار است! اینقدر محدودیت علیه كشور ما به وجود آوردند. در همه‌ى زمینه‌هاى اقتصادى به دنبال ایجاد تحریم بودند؛ غرضشان هم این بود كه ملت ایران را به زانو در بیاورند، نظام را به زانو در بیاورند؛ اما نظام جمهورى اسلامى به كمك صبر و بصیرت شما مردم، همه‌ى آن سیاستها و  سیاستگذاران را به زانو درآورد.

 ما توانستیم از همین محدودیتها به عنوان یك فرصت استفاده كنیم. همین منعها و تحریمها و محدودیتها موجب شد كه ما در میدانهاى نوآورى و ابتكار، در همه‌ى زمینه‌ها، به پیشرفتهائى دست پیدا كنیم كه كشورهاى منطقه در طول سالهاى متمادى هم نتوانستند به آن پیشرفتها دست پیدا كنند. ملت ما، مردم ما، جوانان ما، دانستند. من مثالهائى دارم در انقلابها، كه حالا مجال نیست من اینها را عرض كنم؛ شاید در خلال بعضى از دیدارهاى دیگر گفتم. انقلابهائى كه در دهه‌ى 70 میلادى - یعنى چند سال قبل از انقلاب ما - در بعضى از كشورها اتفاق افتاده بودند، وضع رقتبارى داشتند؛ قابل مقایسه نبودند. انقلاب عظیم ما توانست اینجور پیشرفت كند.

 یكى دیگر از چالشها - كه البته این چالش پیچیده‌ترى بود - چالشهاى فتنه‌انگیزى بود كه در فتنه‌اى مثل هجدهم تیر سال 78 و فتنه‌ى سال 88، با فاصله‌ى ده سال، اینها در تهران راه انداختند. امیدوار بودند كه بتوانند با این فتنه، نظام را شكست بدهند؛ ضربه وارد كنند؛ اما بعكس شد. در فتنه‌ى هجدهم تیر، پنج روز بعد از اینكه فتنه‌گران فتنه‌ى خود را شروع كردند، مردم آن حركت عظیمِ 23 تیر را، نه فقط در تهران، بلكه در سایر شهرها به راه انداختند. در فتنه‌ى 88، دو روز بعد از حوادث عاشورا، آن قضیه‌ى عظیم نهم دى به راه افتاد. همان وقت بعضى از ناظران خارجى كه از نزدیك دیده بودند، در مطبوعات غربى نوشتند و ما دیدیم، كه گفته بودند آنچه در نهم دى در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازه‌ى امام، چنین اجتماعى، چنین شورى دیده نشده بود. این را مردم كردند. حضور مردم اینجورى است.

 مسئله‌ى هسته‌اى، یكى دیگر از چالشهاست. آن حصار مستحكمى كه توانست به مسئولان جرأت بدهد، قدرت بدهد و آنها در مقابل زورگوئى و تحمیل دشمنان در قضیه‌ى هسته‌اى بایستند، اراده‌ى مردم بود، پشتیبانى مردم بود؛ پایگاه اقتدار مردمى بود كه توانست این موفقیت بزرگ را نصیب كشور كند.

 یكى از صحنه‌هاى بسیار مهم دیگرى كه مردم عزیز ما در آن نقش ایفاء كردند و كسى هم تصور نمیكرد كه این صحنه اینجور براى نقش‌آفرینى ظرفیت داشته باشد، عرصه‌ى علم و فناورى است. كى خیال میكرد جوانان ما اینجور وارد این میدان شوند؟ بمجرد اینكه نهضت تولید علم و جنبش نرم‌افزارى با نخبگان و زبدگان دانشگاهى مطرح شد، آنچنان حركت عظیمى به وجود آمد كه شد یك گفتمان عمومى، شد یك حركت همگانى. امروز در سرتاسر كشور، در استانهاى مختلف، در شهرهاى كوچك و بزرگ، بخصوص در مراكز علمى و حساس، جوانهاى ما كارهاى حساسِ بزرگى را از لحاظ علمى و فناورى دارند انجام میدهند؛ كارهائى است كه بعضى از آنها صددرصد به نتیجه رسیده است، بعضى هم در راه است. اینها را ملت ایران خواهند دید. این كارهاى علمى مایه‌ى اعتماد به نفس ملت ایران است، مایه‌ى رونق اقتصادى است. تجارتهاى پرسود مادى، ناشى از پیشرفتهاى علمى است. جوانان ما در این زمینه وارد شدند. آمارهاى جهانى هم این را تأیید كرد. البته مسئولان هم تلاشهاى باارزشى میكنند.

 خب، من از این بخش از عرایضم میخواهم دو تا نتیجه بگیرم: اولاً همه‌ى دنیا بداند، دشمنان غربى ما بدانند كه این نظام به خاطر حضور مردم، یك نظامِ داراى استحكام و اقتدار است. سیاستگذاران غربى، اینجا را اشتباه نكنند با بعضى از كشورهائى كه انقلاب كردند، بعد هم همان جورى كه غرب مایل بود راهشان را تغییر بدهد، تغییر دادند. اینجا مردمند. اینجا بافت عمومى كشور - یعنى مردم در بخشهاى مختلف كشور و از طبقات مختلف - در این انقلاب ذى‌سهمند، ذى‌نظرند، اراده و عزم آنها تأثیر میگذارد. اگر یك مسئولى هم بخواهد كجروى كند، بخواهد حركت دیگرى در قبال حركت انقلاب به راه بیندازد، مردم او را حذف میكنند. این آن چیزى است كه همه‌ى مردم دنیا و سیاستگذاران كشورهاى گوناگون باید این را بدانند؛ و البته میدانند، این را احساس هم كردند. امثال همین حضور مردمىِ امروز شما، به نظام استحكام و اقتدار بخشیده است؛ كه من واقعاً لازم است هم تشكر كنم از این حضور گرم و صمیمانه‌ى شما در این خیابانها، و هم معذرت‌خواهى كنم. من واقعاً راضى نیستم به اینجور زحمت كشیدن مردم و این رنجى كه در این استقبالها بر آنها وارد میشود. ...(1) خیلى متشكر، خیلى متشكر، خیلى متشكر. پس نتیجه‌ى اوّلى كه از این بحثِ حضور مردم گرفتیم، این است كه دیگران بدانند، دنیا بداند، سیاستگذاران استكبار و غیر استكبار بدانند كه ایران این است؛ اینجا مردمند، ملتند، عزم عمومى است، عزم ملى است.

 اما نتیجه‌ى دومى كه میخواهم بگیرم، در واقع خطاب به همه‌ى مسئولین محترم كشور است. هر جائى كه مسئولین كشور توانائى‌هاى مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شدیم. هر جائى كه ناكامى هست، به خاطر این است كه ما نتوانستیم حضور مردم را در آن عرصه تأمین كنیم. ما مسائل حل نشده كم نداریم. در همه‌ى مسائل گوناگون كشور، مسئولین باید بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راه‌هائى را براى حضور مردم پیدا كنند - همچنان كه در عرصه‌ى بسیار دشوارِ جنگ این اتفاق افتاد، راه باز شد؛ كسانى توانستند راه را باز كنند - تا هر جوانى، هر پیرى، هر مردى، هر زنى كه بخواهد در این كار بزرگ شركت كند، راه برایش باز باشد. در زمینه‌هاى گوناگون هم میشود، در اقتصاد هم میشود. اقتصاد كشور، تولید كشور میتواند به وسیله‌ى همت مردم، با پول مردم، با ابتكارهاى مردم، با انگیزه‌هاى مردم، چندین برابر شكوفائى پیدا كند. سیاستهاى اصل 44 را كه ما تدوین كردیم، بر اساس همین نكته بود. براى آینده‌ى كشور، هدفهائى مشخص شده است. ما این دهه را «دهه‌ى پیشرفت و عدالت» نامیدیم؛ ما سیاستهاى اصل 44 را تدوین كردیم؛ ما چشم‌انداز بیست‌ساله را تدوین كردیم؛ سیاستهاى برنامه‌هاى پنج‌ساله را تدوین كردیم و میكنیم. همه‌ى این سیاستگذارى‌ها بر اساس واقع‌بینى است. اینجور نیست كه یك عده‌اى نشسته باشند و با توهمات خودشان سیاست پنج‌ساله یا چشم‌انداز بیست‌ساله بنویسند؛ نه، این با واقعیتها تطبیق میكند؛ متكى به واقعیتهاى كشور است.

 خب، اینها هدفهاى تعیین شده است. اگر حضور مردم در این راه‌ها و براى این هدفها تأمین شود، این هدفها حتّى زودتر از دورانى كه در نظر گرفته شده است، حاصل خواهد شد. حضور مردم چه جورى است؟ این، همان نكته‌ى اصلى است. اینجاست كه مسئولین باید زمینه‌ها را، مدلها را، فرمولهاى عملى و قابل فهم عموم را، فرمولهاى اعتمادبخش را براى مشاركت مردم فراهم كنند. در هر بخشى میشود این كارها را كرد. هم قوه‌ى مجریه، هم قوه‌ى قضائیه، هم قوه‌ى مقننه به شیوه‌ى خاص خود میتوانند این را تأمین كنند؛ از ابتكار مردم، از فكر مردم، از نیرو و انگیزه‌ى مردم، از نشاط جوانىِ جوانان ما - كه قشر عظیم و وسیعى هستند - میتوانند استفاده كنند؛ این جزو كارهائى است كه باید ان‌شاءاللَّه با سازوكار شفاف از سوى مسئولین انجام بگیرد. البته كارهائى در زمینه‌هاى مختلف شده است، راه‌هائى باز شده است؛ اما بیش از این میشود كار كرد و حضور همه‌ى مردم را تأمین كرد، تا یك جوان، یك پیر، یك صنعتگر، یك مبتكر بداند كه در این حركت عمومى در كجا قرار میگیرد. همه چیز با یك چنین سازوكارى به سامان میرسد؛ مثل گذشته.

 البته مردم انتظاراتى دارند؛ این انتظارات بجا هم هست. مسئولان باید قدردان مردم باشند. حضور مردم، آمادگى مردم، نعمت بسیار بزرگى است كه همه باید قدردان آن باشیم. مسئولان نیت خدمتگزارى خالص داشته باشند. آنچه كه مردم از مسئولین - بخصوص رده‌هاى بالاتر - توقع دارند، این است كه با هم تعامل داشته باشند، وحدت داشته باشند، همكارى داشته باشند؛ هم در سطوح بالا، هم در سطوح میانه؛ بر اولویتهاى كشور تمركز داشته باشند، مسائل اصلى را جلو بیندازند، سرگرم مسائل فرعى و حاشیه‌اى نشوند، كار و تلاش بى‌وقفه انجام بدهند. مردم صداقت را توقع دارند، عمل به وعده‌ها را توقع دارند، پرهیز از مناقشات را توقع دارند، پرهیز از سرگرم شدن به حواشى و مسائل فرعى را توقع دارند، امانت و پاكدستى و برخورد با متخلف و خائن را توقع دارند؛ اینها در صدر مطالبات مردم قرار دارد. اگر ما مسئولین كشور یك وقتى یك كارى را نتوانیم انجام بدهیم - یك جاده‌اى، یك سدى، یك كار اقتصادى - بیائیم به مردم بگوئیم نمیتوانیم انجام بدهیم، مردم حرفى ندارند. اگر چنانچه مسئولین كشور بگویند آقا این امكانات نیست، نمیتوانیم این كار را انجام بدهیم، مردم حرفى ندارند؛ اما مردم حرفشان آنجاست كه ما در زمینه‌ى برخورد با متخلف كوتاهى كنیم، در دنبال‌گیرى از عدالت كوتاهى كنیم؛ مردم اینها را نمى‌پسندند، مردم از این چیزها عصبانى میشوند. اقدام مدبرانه، عزم راسخ، عدالت‌خواهى، مسئله‌ى مبارزه با فساد ادارى و فساد مالى، مهم است. در همین فساد اخیر بانكى كه پیش آمد و همه را متوجه خودش كرد، من مى‌بینم و شاهدم كه خوشبختانه سه قوه با هم همكارى بسیار خوبى دارند؛ هم از مجلس، هم از دولت، هم از قوه‌ى قضائیه، با همدیگر دارند كار میكنند براى اینكه این را دنبال كنند. باید این مسئله را دنبال كنند، به نتیجه برسند، متخلف را - هر كه هست - مجازات كنند، تا این براى دیگران عبرت شود. البته در مبارزه‌ى با فساد، در درجه‌ى اول، مسئله‌ى پیشگیرى است؛ اما اگر در پیشگیرى كوتاهى شد، به یك نحوى یك فساد واقع شد، درمان، دنبال‌گیرى است؛ این نباید مورد غفلت قرار بگیرد، كه ان‌شاءاللَّه نمیگیرد، و ان‌شاءاللَّه مراقبت هم میشود كه نگیرد.

 مسئله‌ى فرهنگ اسلامى و ارزشهاى انقلاب هم مسئله‌ى مهمى است، كه این هم توقع مردم است. در سرتاسر كشور، من  هر جائى كه رفتم، نه فقط خانواده‌هاى شهدا، بلكه بسیارى از مردم توقع دارند و درخواستشان این است كه ظواهر اسلامى و فرهنگ اسلامى در جامعه رعایت شود؛ بخصوص مسئولین رعایت كنند.

 مسئله‌ى اشتغال هم مسئله‌ى مهمى است، كه عرض كردیم. البته در این استان و بعضى از استانهاى دیگر، اشتغال اهمیت بیشترى دارد. در بعضى جاها كارهاى بهترى شده است، كه ان‌شاءاللَّه باید دنبال‌گیرى شود. مسئله‌ى تقویت تولید داخلى، مسئله‌ى كشاورزى، مسئله‌ى صنعت، اینها كارهائى است كه باید انجام بگیرد.

 آنچه كه من در این بخش عرض میكنم، مسئله‌ى انتخاباتى است كه در پیش است. مظهر حضور مردم، از جمله، انتخابات است. البته تا انتخابات، سه چهار ماه وقت داریم. من هم اگر عمرى باشد، فرصتهائى خواهم داشت كه به مردم مطالب خودم را عرض كنم و ان‌شاءاللَّه عرض خواهم كرد. آنچه كه امروز لازم است عرض كنم، این است كه با هر انتخاباتى، خون تازه‌اى در رگهاى كشور تزریق میشود؛ روح تازه‌اى در كالبد كشور دمیده میشود - این را بدانید - و به خاطر همین هم هست كه در طول این سالهاى متمادى، همیشه دشمن خواسته است كه یا انتخابات نباشد یا كمرنگ باشد. در هیچ انتخاباتى ما سراغ نداریم كه قبل از انتخابات، بوقهاى تبلیغاتى دشمن به كار نیفتاده باشد براى اینكه كارى كنند كه انتخابات در ایران كمرنگ شود. در همه‌ى انتخاباتها، به شكلهاى مختلف، این كار صورت گرفته است. شما هوشمندید، زیركید؛ خودتان میتوانید تشخیص بدهید كه براى بى‌رونق كردن انتخابات، بى‌شوق و ذوق كردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرفهائى زده میشود و چه كارهائى میشود. شما این را در سه چهار ماه آینده هم خواهید دید. بدانید انتخابات براى كشور، براى نظام، براى مردم، در همه‌ى دوره‌ها یك دستاورد بزرگ است. وضع مجلس در وضع عمومى كشور تأثیرگذار است. مجلس محور اصلى تصمیم‌گیرى در كشور است. اینها همه‌اش اهمیت انتخابات را نشان میدهد.

 در انتخابات، دو تا مسئله از همه مهمتر است: مسئله‌ى اول، حضور مردم، شركت مردم - كه بایستى وسیع و گسترده باشد - مسئله‌ى دوم، قانون‌گرائى در انتخابات، وفادارى به قانون، احترام به رأى مردم. اینجور نباشد كه اگر چنانچه انتخابات بر طبق نظر و میل ما انجام گرفت، این را ما قبول داشته باشیم؛ اگر برخلاف نظر ما بود، «و ان یكن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین».(2) اگر حق را به ما دادند، آنى كه ما میخواهیم، سر كار آمد، قانون را قبول داریم؛ اگر آنى كه ما میخواهیم، سر كار نیامد، میزنیم زیر قانون؛ نه قانون را قبول داریم، نه رأى مردم را قبول داریم؛ این نمیشود. فتنه‌ى 88 همین جور بود. ادعا كردند كه قانون‌گرا هستند، بعد خب مردم به آنها رأى ندادند، اكثریت مردم به كس دیگرى رأى دادند؛ اینها بنا كردند دعوا راه انداختن كه چرا! كشور را، ملت را مدتى مضطرب كردند، دشمن را خوشحال كردند؛ البته آخرش هم در مقابل مردم دیگر تاب نیاوردند و عقب نشستند.

 گناه آتش‌افروزان فتنه‌ى 88 همین بود كه به قانون تمكین نكردند، به رأى مردم تمكین نكردند. ممكن است كسى بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلى خوب، این اعتراض ایرادى ندارد؛ اما راهِ قانونى دارد كه چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال كرد. اگر قانون را قبول داریم، باید از آن راه برویم. این هم نكته‌ى اصلى است.

 یك نكته هم البته انتخاب نماینده‌ى دلسوز و مؤمن و علاقه‌مند است، كه آن هم مسئله‌ى بسیار مهمى است، اما بعداً زمان كافى داریم. مردم باید كسانى را انتخاب كنند كه به كانونهاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ كسانى باشند كه واقعاً مردم اینها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان، بر طبق وظائف انقلابى‌شان عمل كنند؛ كه حالا بحث در این باره زیاد است.

 اما مسائل منطقه. درباره‌ى حوادث منطقه‌ى كشورهاى اسلامى - مصر و تونس و لیبى و یمن و بحرین و بقیه‌ى كشورها -  خبرهاى فراوانى را شنیده‌اید، تحلیلهاى زیادى هم شنیده‌اید، بنده هم چند بار در این زمینه صحبت كرده‌ام. امروز من دو تا مطلب را در این زمینه عرض میكنم. یكى این كه آنچه نمود اصلى این حركتها و این حوادث مصر و تونس و بقیه‌ى كشورهاست، شكست سیاستهاى استكبار است؛ این اساس قضیه است. سالها بود كه آمریكا در این منطقه حكمرانى میكرد. دولت مصر، دولت تونس، این سالهاى آخر، قذافىِ بظاهر انقلابى و سابقه‌ى انقلابى‌دار، و همچنین حاكمان بعضى از كشورهاى دیگر، گوش به فرمان آمریكا بودند. آمریكا در این منطقه یكه‌تاز بود. این وضعیت عوض شد، صفحه‌ى دیگرى گشوده شد. البته آمریكائى‌ها دارند زور خودشان را میزنند، براى اینكه شاید بتوانند بر اوضاع مسلط شوند؛ اما فایده‌اى ندارد، ملتها بیدار شده‌اند، ملتها جرأت پیدا كرده‌اند. هیچ كس نمیتواند با اراده‌ى ملتها مبارزه كند. این نكته‌ى اول و اصلى.

 نكته‌ى دوم هم این است كه مردم عزیز ما در همه جاى كشور بدانند كه حوادث كشور ما در این كشورها بشدت داراى تأثیر است. آنها به كشور ما نگاه میكنند؛ اگر ما داراى  پیشرفت باشیم، داراى امنیت باشیم، مشاركت عمومى داشته باشیم، اعتماد به نفس ملى داشته باشیم، وحدت ملى داشته باشیم، اینها راه را در این جهت انتخاب خواهند كرد؛ اما اگر خداى نكرده ما ناامنى داشته باشیم، ضعف داشته باشیم، ركود داشته باشیم، تفرقه داشته باشیم - همین چیزهائى كه دشمن میخواهد ما داشته باشیم -  این آنها را مأیوس خواهد كرد، نشاط آنها را از بین خواهد برد. لذا ما یك مسئولیت مهمى در این زمینه داریم، كه بایستى خودمان را - كه ملت ایران به عنوان الگو شناخته شده است - جورى پیش ببریم كه براى این ملتها داراى ارزش باشد؛ نشاط ایجاد كند، آنها را به آینده‌شان امیدوار كند.

 نكته‌ى آخر هم در مورد مسائل غرب است. این مسئله‌ى آمریكا، مسئله‌ى مهمى است. این چیزى كه به عنوان «جنبش وال استریت»، مردم آمریكا را به هیجان آورده، مهم است. سعى كردند این را كوچك نشان بدهند، الان هم سعى میكنند كوچك نشان بدهند. همین آقایانى كه مدعى هستند آزادى بیان لازم است و طرفدار آزادى بیانند، تا دو سه هفته از شروع این جنبش، از همه‌ى روزنامه‌هاى مهم آمریكا، فقط یك روزنامه خبر این حركت را منتشر كرد؛ بقیه به سكوت برگزار كردند! اینهائى كه اگر در گوشه‌اى از دنیا - آنجائى كه با سیاستهاى اینها مخالف است - یك چیز كوچكى اتفاق بیفتد، صد برابر آن را بزرگ میكنند، یك حركت به این عظمت را بكلى مورد سكوت قرار دادند؛ مسكوت گذاشتند. ولى خب، بالاخره دیدند چاره‌اى نیست. خود همان كسانى كه آنجا جمعند - این چندین هزار نفرى كه در نیویورك در وال استریت جمع شده‌اند - و اشباه آنها در شهرهاى دیگر و ایالات دیگر آمریكا، آنها را مجبور كردند؛ لذا حالا به این حادثه اقرار میكنند. البته میخواهند موج‌سوارى كنند؛ اما قضیه، قضیه‌ى مهمى است.

 یك مسئله این است كه فساد رژیم سرمایه‌دارى براى آن مردم، محسوس و عینى شده است. ممكن است این حركت را سركوب كنند، اما نمیتوانند ریشه‌هاى این حركت را از بین ببرند؛ بالاخره یك روزى این حركت آنچنان خواهد بالید كه نظام سرمایه‌دارى آمریكا و غرب را بكلى به زمین خواهد زد.

 رژیم فاسد سرمایه‌دارى نه فقط به مردم كشورهاى افغانستان و عراق و بقیه‌ى جاها رحم نمیكند، بلكه به مردمِ خودش هم رحم نمیكند. مردم در این اجتماعات و تظاهرات چندین هزار نفرى نیویورك یك تابلوئى بلند كردند كه رویش نوشته بود: «ما 99 درصدیم». یعنى 99 درصد ملت آمریكا - اكثریت ملت آمریكا - محكومِ یك درصدند. جنگ عراق و افغانستان را آن یك درصد راه مى‌اندازد، اما كشته و غرامتش را آن 99 درصد میدهد. این آن چیزى است كه مردم را بیدار كرده، وادار به اعتراض كرده. البته شیوه‌هاى تبلیغاتى و جنگ روانى مسئولان آمریكائى و سازمان سیا و دیگران، شیوه‌هاى بسیار قهار و جبارى است؛ ممكن است بر اینها فائق بیایند؛ اما بالاخره حقیقت قضیه روشن شد و بیشتر روشن خواهد شد. با این همه ادعا، رژیم سرمایه‌دارى این است؛ لیبرال دموكراسى غرب این است.

 حمایت از اسرائیل را همین یك درصد میكنند. مردم آمریكا انگیزه و علاقه‌اى به حمایت از اسرائیل ندارند، كه پول بدهند، مالیات بدهند، خرج كنند، براى اینكه بتوانند غده‌ى سرطانى اسرائیل، دولت جعلى اسرائیل را در یك منطقه‌اى سر پا نگه دارند. بعد هم نوع برخوردشان؛ آن از كتمان و مسكوت نگهداشتن، بعد هم شدت عمل؛ هم در آنجا، هم در بعضى كشورهاى اروپائى. در انگلیس آنچنان شدت عملى به خرج دادند كه ده یكِ آن را انسان در كشورهاى عقب‌افتاده‌اى كه نظامهاى دیكتاتورى با مردم برخورد میكنند، مشاهده نمیكند. اینها آن وقت مدعى طرفدارى از حقوق بشر، مدعى آزادى بیان، مدعى آزادى اجتماعات، مدعى همه‌ى مردم دنیایند. آن كسانى كه توصیه میكردند ما روشهاى نظام سرمایه دارى را دنبال كنیم، آنها را یاد بگیریم، آنها را عمل كنیم، به این واقعیتها نگاه كنند، ببینند كه نظام سرمایه‌دارى چیست؛ بن‌بست كامل. امروز نظام سرمایه‌دارى در یك بن‌بست كامل است. ممكن است نتائج این بن‌بست سالها بعد به نتائج نهائى برسد، اما بحران غرب به طور كامل شروع شده.

 دنیا در حال یك پیچ تاریخى است. ملت عزیز ما، ملتهاى مسلمان، امت عظیم اسلامى، میتوانند نقش ایفاء كنند. اینجاست كه اسلام، تعالیم اسلام، روش اسلام به كار نیاز مردم دنیا مى‌آید؛ و اینجاست كه نظام جمهورى اسلامى میتواند الگو بودن خودش را براى همه‌ى مردم دنیا اثبات كند.

 پروردگارا! به محمد و آل محمد، توفیقات خودت را بر ملت ایران و بر مسئولان كشور نازل كن. پروردگارا! آنچنان كه به بندگان خالص خود وعده فرموده‌اى كه به آنها نصرت خواهى داد، به ملت ایران نصرت كامل عنایت كن. پروردگارا! رحمت خود، لطف خود، فضل خود را بر مردم این شهر، بر مردم این استان، بر این دلهاى پاك و بافتوّت نازل بفرما. پروردگارا! جوانان ما را دستگیرى كن. پروردگارا! ما را جزو كسانى قرار بده كه در قرآن فرمودى: «یحبّهم و یحبّونه».(3) پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود بفرما.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌


نوع مطلب : اخبار 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
feet pain
شنبه 25 شهریور 1396 02:12 ب.ظ
It's great that you are getting thoughts
from this post as well as from our discussion made here.
How you can increase your height?
پنجشنبه 12 مرداد 1396 08:31 ق.ظ
Do you have a spam issue on this site; I also
am a blogger, and I was wanting to know your situation; we
have developed some nice practices and we
are looking to trade solutions with others, be sure to
shoot me an e-mail if interested.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 10:13 ق.ظ
I am truly glad to read this web site posts which carries tons of valuable information, thanks for providing these kinds of information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo